قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
720
درة التاج ( فارسى )
و ثالث مراتب مذكوره آن است : كى او را باشد كى فعل كند هرگاه كى خواهذ بىحاجتى به اكتسابى ، بل كافى باشد او را كى قصد كند فقطّ ، جون قوّت كاتبى كى مستكمل « 1 » باشد صناعت را ، جون غير كاتب باشد بفعل . و نظير او در نفس آن است كى او را صور معقولهء مكتسبه بعد از معقولهء اوّليّه حاصل شود ، الّا آن نباشد كى آن را مطالعه كند ، و رجوع به آن كند بالفعل ، بل گوئيا مخزون است نزد او هرگاه كى خواهذ مطالعه كند آ [ ن ] را و تعقّل كند ، ( و تعقّل كند ) كى آن را تعقّل كرده است ، و آن را عقل بالفعل خوانند ، و اگر جه بقوّت است - جون قياس كنند آن را بما بعد آن الّا آنك او قوّتيست قريب بفعل جدّا . و رابع اين مراتب آن است كى : حاصل شود بفعل آنج استعداد ( استعداد ) او بوذ ، جون مستكمل صناعت كتابت در حال مباشرت « 2 » او آن را . و اين فعل مطلق است و نفس را حاصل شوذ ، جون صورت معقوله حاضر باشد او را و ( او « 3 » ) مطالع آن باشد بالفعل ، و عاقل باشد بفعل ، بآنك عاقل آن است - اين جنين ، و حينئذ او را عقل مستفاد خوانند . و از آن جهت او را مستفاد نام كردند - كى واضح شود فيما بعد - كى خروج او بفعل بسببى « 4 » است كى اخراج او مىكند بفعل ، جون متّصل شوذ بأو نوعى از اتّصال اينست مراتب عقل نظرى . و اطلاق لفظ عقل برينها هم باشتراك است و نزد عقل مستفاد جنس حيوانى ، و نوع انسانى تمام مىشوذ . و او رئيس مطلق است ، و غايت قصوى ، و همه قوى خادمهء اواند ، - نمىبينى « 5 » كى جگونه خدمت او مىكند عقل بالفعل - كى مخدوم عقل بالملكه است - كى مخدوم عقل هيولانى است - كى مخدوماتاند همه از آن عقل عملى ، جه غايت از « 6 » علاقه بدنى تكميل عقل نظرى است ، و عقل عملى مدبّر آن علاقه است ، و او مخدوم وهم است كى مخدوم قوّتيست بعد از آن - كى حافظه
--> ( 1 ) - مستعمل - م . ( 2 ) - مباشرات - اصل . ( 3 ) - ط بى : او . ( 4 ) - نسبتى - اصل - م . ( 5 ) - و نمىبينى - ط . ( 6 ) - او از - ط .